هنگامه شهیدی: کشورهای جهان در قبال جنگ تحمیلی رژیم بعثی عراق علیه ایران، موضعگیری متفاوتی اتخاذ کردند. در ایام جنگ هشت ساله، برخی از دولتها، از جمله ایالات متحده، رویکردی مغایر با قواعد مدون «حقوق مخاصمات مسلحانه» و «حقوق جنگ» – (Law of War)، و اقداماتی بر خلاف مقررات بینالمللی و اصول «حفظ صلح» – (Maintenance of Peace) در قبال جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کردند. اکنون پس از 20 سال از پایان جنگ تحمیلی، بر اساس اصول پذیرفته شده حقوق بینالملل باید از «جامعه جهانی» - (World Community) سوال کرد؛ آیا اقدامات آمریكا در جنگ تحمیلی علیه ایران، با حقوق بیطرفی و مقررات بینالمللی منطبق بوده است؟
اقدامات مداخلهگرانه و جانبدارانه آمریکا در جنگ هشت ساله
برای ارزیابی میزان سازگاری اقدامات آمریكا در جنگ ایران و عراق با قواعد بیطرفی، تصویری كلی از وقایع خلیجفارس ارائه میشود، آنگاه به اجمال اقدامات برجسته آمریكا مورد توجه قرار خواهد گرفت. با شروع حمله عراق به ایران، آمریکا در ظاهر موضع بیطرفی خود را اعلام كرد؛ اما در عمل رابطه خود را با عراق كه از سال 1967 به خاطر جنگ با اسرائیل قطع شده بود، برقرار و گسترش داد. در مارس 1982 (اسفند 1360) دولت ریگان نام عراق را از فهرست كشورهای حامی تروریسم حذف كرد. تلاشهای کاخ سفید بهطور مستقیم و غیرمستقیم از طریق متحدان خود در خاورمیانه و سازمان پیمان آتلانتیك شمالی (ناتو) با كمك به عراق برای از بین بردن دستاوردها و برتریهای نظامی ایران ادامه یافت. آمریکا در سال 1984 اعلام کرد؛ «پیروزیهای ایران با منافع ایالات متحده مغایر است.» و در دسامبر 1984 (دی ماه 1362) «جفری کمپ»، مسوول شرق نزدیک در شورای امنیت ملی آمریکا با تهیه گزارشی برای «رابرت مک فارلین»، مدعی شد؛ «آیتالله خمینی تهدیدی برای منافع غرب به شمار میرود» و به وی توصیه کرد عملیات مخفی را که حتی ممکن است به سقوط دولت ایران منتهی شود مدنظر قرار دهد. در همین دوران بنا به گزارش تهیه شده توسط تاور و مکفارلین و دیگر اعضای شورای امنیت ملی آمریکا (The tower Commission Report) از دورنمای سقوط ایران به دامان شوروی سابق به هراس افتاده بودند. این در حالی بود که «برژینسکی»، مشاور امنیت پیشین امنیت ملی کاخ سفید در 28 فروردین 1362 گفته بود: «موقعیت استراتژیک ایران آنچنان برای غرب اهمیت دارد که آمریکا بایستی به هر ترتیب شده، حتی با اقدام نظامی، مانع از دست دادن ایران شود.» در ژانویه 1985 (30 دیماه 1362) جورج شولتز، وزیرخارجه وقت آمریکا، اعلام کرد؛ «ایران حامی تروریسم بینالمللی است. لهذا از این پس دولت آمریکا به همپیمانان خود فشار خواهد آورد که ارسال اسلحه به ایران را متوقف کنند» در فوریه 1985 (بهمن 1363) كارخانه هلیكوپترسازی بل با فروش 45فروند هلیكوپتر بزرگ به عراق موافقت كرد. وزارت دفاع عراق در مذاكرات مربوط به آن نیز حضور داشت. در 27 اردیبهشت 1364 «گراهام فولر»، مامور امنیت ملی آمریکا در امور خاور نزدیک و جنوب آسیا و «هوارد تیچر» طی تحلیلی با عنوان «به سوی سیاستی در مورد ایران» که تسلیم «ویلیام کیسی»، رئیس وقت سیا شد؛ ضمن تشریح موقعیت بد آمریکا در قبال حوادث ایران، پیشنهاد تدوین برنامهای را برای برخورد با ایران و مسائل مرتبط با آن کرده بودند. در این تحلیل تحت فشار قرار دادن ایران و متحدان آن، و کمک به عراق از یک سو و تشویق کشورهای همپیمان آمریکا در خصوص کمک به ایران، خارج کردن ناوگان آمریکا از خلیج فارس و صدور بیانیههایی در مورد اعلام حسننیت آمریکا در قبال ایران، از سوی دیگر ارائه شده بود. (The IRAN – CONTRA – p390) قابل ذکر است در جریان همکاری جمهوری اسلامی ایران برای رهایی مسافران یک فروند هواپیمای مسافربری شرکت هواپیمایی TWA که در تاریخ 20 خردادماه 1364 ربوده شده و به بیروت برده شده بود، ایران موفق شد در جریان یک عملیات محرمانه، برخی از اقلام نظامی مورد نیاز خویش از جمله موشکهای «تاو»، «هاوک» و «فونیکس» را از ایالات متحده تحویل بگیرد. در دهم شهریورماه 1364 «بنیاد تحقیقاتی هریتیج» طی گزارشی در مورد ایران، خواستار حمله نظامی و عملیات انتقامی علیه ایران شد. در حالیکه «جیمی کارتر»، رئیسجمهور سابق آمریکا در اول مردادماه همان سال ضمن دیدار از آنكارا و در جریان مذاکرات خود با مقامات عالیرتبه ترکیه، خواستار میانجیگری آنکارا میان تهران و واشنگتن شده بود. مداخله و مشاركت آمریكا در تخاصم، با دعوت كویت از قدرتهای بزرگ به خصوص آمریكا برای محافظت از نفتكشها، شكل علنیتری به خود گرفت و ابعاد گستردهتری یافت. آمریكا به بهانه حفظ جریان آزاد نفت و تامین نیازهای رشد صنعتی غرب كه در معرض خطر قرار گرفته، بزرگترین ناوگان جنگی خود را وارد خلیج فارس كرد. ولی عملكرد آمریكا در قبال جنگ ایران و عراق، روحیه مبارزهطلبی و تجاوز مكرر به آبهای سرزمینی و حریم هوایی ایران و رفتار دوستانه با عراق در مقایسه با منطق و عملكرد ایران و عراق در حمله به خطوط كشتیرانی، بیطرف در خلیج فارس و تنگه هرمز، هدف آمریكا را در بازدارندگی و حمایت از جریان نفت زیر سوال برد و آمار و ارقام نشان میدهند كه با ورود ناوگان دریایی آمریكا، تعداد حملات به كشتیها در خلیج فارس بهشدت افزایش یافت، و تشنج بیشتر شد. پس از تغییر پرچم نفتكشهای كویتی و آغاز عملیات اسكورت آنها در 30 تیر 1366، ایالات متحده ناوگان دریایی خود را به ظرفیت 35 كشتی جنگی و بیش از 12 كشتی كمكی با مجموع 20 هزار نیروی نظامی در منطقه گرد آورد كه بعدا به بزرگترین ناوگان دریایی این كشور پس از جنگ جهانی دوم تبدیل شد. در نهایت نیز به حدود 50 فروند كشتی جنگی رسید. كشورهای اروپایی از جمله فرانسه، انگلستان، هلند، بلژیك و ایتالیا با تشویق ایالات متحده، ناوگانهای جنگی و تجهیزات مین روب خود را به خلیج فارس اعزام كردند. آمریكا در طول جنگ تحمیلی و پس از ورود ناوگان نظامی این كشور به خلیج فارس، با انجام عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران و مشاركت مستقیم و غیرمستقیم در جنگ به نفع عراق وظایف دول بیطرف را نادیده گرفت و تعهدات آن را نقض كرد. اهم این اقدامات به شرح زیر است:
مشاركت نظامی مستقیم آمریكا در مخاصمه علیه ایران
در 27 مهرماه 1366 چهار ناو آمریكایی مجهز به موشكهای هدایت شونده «یانگ»، «هول»، «كید» و «لفت ویچ»، سكوهای نفتی «رسالت» و «رشادت» را واقع در 150 كیلومتری شمال شرقی قطر گلوله باران كردند. در جریان این گلوله باران، تاسیسات سكوها منهدم و تولید نفت از مناطق دریایی مزبور بهطور كامل متوقف شد. ایالات متحده این اقدام خود را دفاع مشروع و پاسخی به انهدام كشتی كویتی سیاویل سیتی با پرچم آمریكا عنوان كرد. در 29 فروردین 1367 دو سكوی نفتی «رشادت» و «سلمان» مربوط به حوزههای نفتی «سیری» و «سلمان» پس از یك اخطار نیم ساعتی مبنی بر تخلیه سكوها مورد حمله چند فروند ناو و هلیكوپتر جنگی آمریكا قرار گرفت و به آتش كشیده شدند. پس از حمله آمریكا به سكوهای نفتی ایران، «ناوچه سهند» كه بندرعباس را به سوی مناطق نفتی مورد حمله ترك كرده بود، در 10 مایلی جنوب غربی پایانه نفتی لارك واقع در غرب تنگه هرمز از سوی هواپیماهای آمریكا هدف قرار گرفت و در اثر بمبهای هدایتشونده لیزری كه از سوی سه فروند هواپیمای شكاری بمب افكن A6 شلیك شده بودند، منهدم شد. «پركینز» و «بادلونگ» در شرح جزئیات طرح و اقدامات آمریكاییها در حمله به سكوهای نفتی و ناوچههای ایرانی مینویسند: «در روزهای پس از حادثهای كه در رابطه با مین برای كشتی آمریكایی ساموئل رابرتر در آوریل 1988 (25/1/67) پیش آمد، نیروی دریایی آمریكا به سرعت نیروی اضافی وارد خلیج فارس كرد و ناو هواپیمابر «اینتر پرایز» با كشتیهای اسكورتكننده آن در فاصله 120 مایلی تنگه هرمز مستقر شد. تا 17 آوریل (28/1/67) نقشه برای واكنش آمریكا فراهم شده بود. سه گروه عملیاتی سطح آبی كه هر یك متشكل از سه كشتی جنگی بود وظیفه داشت «ناوچه ایرانی سبلان» از «سام كلاس» را پیدا كرده و غرق کند؛ و سكوهای نفت و گاز سامان، سیری و رهكیش را منهدم نمایند. افراد غیرنظامی مستقر در سكوها پنج دقیقه فرصت داشتند تاسیسات را ترك گویند. آنگاه قبل از ورود نیروی مهاجم كه قرار بود برای كار گذاشتن مواد منفجره اقدام كنند، آتشبازی نیروی دریایی افراد باقیمانده در تاسیسات را مجبور به خروج میکرد... «عملیات پرینگ ماتیس» در 18 آوریل (29/1/67) طبق برنامه انجام شد. گروه سطح آبی B شامل كشتیهای آمریكایی گریل، مك كورمیك و وترتون، سكوی سامان را به آتش كشید. گروه سطح آبی A شامل كشتیهای وین رایت، باگلی و سیمسون، سكوی نفتی سیری را منهدم و لحظهای بعد قایق گشتی ایران «جوشن» را غرق كرد و به یك هواپیمای F4 ایران خسارت زد. در نهایت گروه سطح آبی D شامل كشتیهای آمریكایی جك ویلیام، ابرین و ژوزف استراوس با همكاری یك گروه هواپیمایی جت، «ناوچه سهند» را رهیابی و غرق كردند.» كشتی ایران - اجر نیز در تاریخ 31شهریور 1366 هدف حمله دو فروند هلیكوپتر آمریكایی قرار گرفت و منهدم شد. در جریان این حمله كه در ساعت 30/22 دقیقه انجام گرفت، سه نفر از خدمه كشتی مذكور كشته و دو نفر مفقود شدند. بقیه سرنشینان نیز كه 26 نفر بودند، در حالی كه چهار نفرشان شدیدا زخمی بودند به اسارت گرفته شدند. پس از هفده روز مجددا دو فروند هلیكوپتر آمریكایی از نوع MH6 در فاصله 25 كیلومتری جزیره فارسی به سوی سه قایق تندرو ایرانی آتش گشوده و آنها را غرق كردند. قایقهای گشت آمریكا در این حمله، شش ملوان ایرانی را از آب گرفتند كه دو نفر از آنها بر اثر جراحات وارده طی درگیری جان خود را از دست داده بودند. آمریكا ادعا كرد كه نیروهای ایرانی ابتدا به سوی هلیكوپترهای آنها آتش گشوده بودند.
تجاوز به حریم هوایی ایران
هواپیماهای آمریكا پس از حضور ناوگان این كشور در خلیج فارس مكررا به حریم هوایی ایران تجاوز كرده و اقدام به شناسایی و عكسبرداری از مراكز و تاسیسات مختلف ایران کردند. در ساعت 30/11 دقیقه روز 14 مهرماه 1366، پنج فروند هواپیمای F16 آمریكا حریم هوایی ایران را نقض كرده و بر فراز شهرستان چابهار مبادرت به یك مانور هوایی در ارتفاع پایین کردند. دو فروند از هواپیماهای متجاوز در ارتفاع بسیار پایین و سه فروند دیگر در ارتفاع بالاتر بر فراز بندر شهید بهشتی و چابهار به پرواز درآمدند. حدود 20 روز قبل نیز دو فروند فانتوم آمریكایی در دو روز متوالی بر فراز بندر شهید بهشتی و چابهار به پرواز درآمده و دیوار صوتی را شكستند، ولی هیچگونه اقدامی از سوی واحدهای نظامی مستقر در منطقه صورت نگرفت. در تاریخ 10 اردیبهشت 1367 یك فروند هواپیمای شناسایی و تجسسی آمریكا در دو نوبت بر فراز بندرعباس، بندر لنگه، جاسك و جزایر استان هرمزگان اقدام به شكستن دیوار صوتی کرد. گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی از بندرعباس میافزاید كه این چندمینبار است كه هواپیماهای تجسسی آمریكا ضمن فیلمبرداری از مراكز حساس نظامی و غیرنظامی استان، اقدام به شكستن دیوار صوتی میكنند. همزمان با تجاوز هواپیماهای آمریكایی به حریم هوایی جمهوری اسلامی ایران، یك فروند ناو آمریكایی تا فاصله 10 مایلی به آبهای جزیره لاوان نزدیك شد، بهطوری كه به تمامی نیروهای مستقر در جزیره آماده باش كامل داده شد. در پی این اقدمات جمهوری اسلامی با ارسال نامههای متعدد به سازمان ملل نسبت به نقض حاكمیت ملی و قواعد بینالمللی از سوی دولت آمریكا اعتراض كرد. نیروهای ایالات متحده علاوه بر تجاوز به حریم هوایی جمهوری اسلامی، با رهگیری و دادن اخطارهای مكرر به هواپیماهای مسافربری و تعقیب كشتیها و قایقهای ایرانی، محدودیتهای زیادی را به ایران تحمیل كرد؛ و با ایجاد یك منطقه پنج مایلی متحرك در اطراف كشتیها و هواپیماهای خود حتی از پرواز هواپیماهای ایرانی در فضای آبهای ساحلی ایران به خاطر فاصله كمتر از پنج مایل جلوگیری میکردند. ایران اقدامات ناوگان آمریكا را غیرقانونی دانسته و مصرانه میخواست كه این اقدامات مغایر با حاكمیت جمهوری اسلامی ایران فورا متوقف شود. برای نمونه در دوم مهرماه 1366 كشتی ایران - تختی كه در حال حمل كالای تجاری از یكی از بنادر ژاپن به چابهار بود توسط یك فروند كشتی جنگی آمریكا تحت تعقیب و مراقبت قرار گرفته و هلیكوپترها و هواپیماهای جنگی آمریكا بر فراز آن به پرواز درآمده و از آن فیلمبرداری كردند.
انهدام هواپیمای ایرباس
در 12 تیرماه 1367 یك فروند هواپیمای مسافربری ایران (ایرباسA300) با 290 سرنشین مورد اصابت دو موشك پرتاب شده از ناو آمریكایی Vincennes قرار گرفته و تمامی مسافران و خدمه آن كشته شدند.
كمكهای مستقیم آمریكا به عراق
دادن اطلاعات نظامی: ایالات متحده در طول جنگ و به ویژه در اواخر آن، اطلاعات ارزشمندی از موقعیت و آرایش نیروهای نظامی و مراكز اقتصادی- صنعتی ایران را در اختیار عراق قرار داد. آمریكا با گسترش قلمرو پرواز هواپیماهای آواكس مستقر در عربستان، منطقه وسیعی از جبهههای جنوب و خلیج فارس را تحت پوشش خود داشت. ایالات متحده علاوه بر آواكسها، با جمعآوری اطلاعات از ماهوارهها آنها را در اختیار عراق قرار میداد كه در پیروزیهای عراق و ناكامی بعضی از عملیات ایران بسیار موثر بودند. بهرغم تكذیب این مسئله از سوی مقامات رسمی دولت آمریكا، صاحبنظران و نویسندگان بر این عقیدهاند كه ایالات متحده اطلاعات ماهوارهای خود را از جبهههای جنگ خصوصا جبهه جنوب و مراكز نفتی در اختیار عراق قرار میداد. روزنامه واشنگتن پست با انتشار اخبار و گزارشهای مختلف از روابط اطلاعاتی آمریكا و عراق پرده برداشته و با اشاره به هدف آمریكا نوشت: «منظور از كمك به عراق، ارائه اطلاعات حساس برای انجام حملات دقیق به هدفهای ایرانی و كمك به افزایش فشار نظامی به ایران جهت پذیرفتن آتشبس از سوی مقامات این كشور میباشد.» یونایتدپرس در گزارشی از واشنگتن نوشت: «مقامات رسمی آمریكا میگویند جریان ارائه اطلاعات به عراق كه توسط روزنامه واشنگتن پست فاش شد، طی دو سال گذشته تایید و شركت ویلیام كیسی رئیس سازمان سیا در این جریان در درجات مختلف ادامه داشته است. آنها اظهار داشتند، در اوت 1984 كه میان بغداد - واشنگتن روابط دیپلماتیك مجدد برقرار شد، ارتباط بسیار محرمانهای به منظور ارائه سریع اطلاعات مورد نیاز بغداد برای ارزیابی خسارات ایجاد شده در نتیجه بمبارانهای آنها و طرحریزی حملات هوایی جدید برقرار شد... آنها میگویند پیروزی ایران میتواند اثرات زیادی در ایجاد بیثباتی در منطقه داشته باشد.» دادن اطلاعات از سوی آمریكا به عراق اولینبار در سال 1984 آشكار شد و صدام حسین خود به صراحت در ماه می 1984 (اردیبهشت 1363) اظهار داشت: «عراق از اطلاعات هواپیماهای آواكس كه توسط خلبانان آمریكایی به پرواز درمیآمد و در عربستان سعودی مستقر بود استفاده كرده است.» فروش تجهیزات دو منظوره و فراهم كردن تسهیلات مالی: دولت ریگان بر مبنای این تفكر كه «شكست عراق برای منافع غرب فاجعه است» و «جلوگیری از شكست عراق سود ویژه برای آمریكا خواهد داشت»، از سال 1984 با برقراری روابط دیپلماتیك به صورت آشكار جانب عراق را گرفت. گزارش كمیته روابط خارجی سنای آمریكا اقدامات این كشور را در چهار دسته قرار میدهد كه دو مورد توقف صدور اسلحه به ایران و فشار در سازمان ملل به جمهوری اسلامی ایران مربوط است و دو مورد دیگر به روابط آمریكا با عراق برمیگردد كه عبارتند از دادن اطلاعات نظامی و ارائه اعتبار جنسی، اعتبار بازرگانی برای كشاورزی و سایر خریدهای عراق از آمریكا. در اردیبهشت 1364، «مركز بازرگانی آمریكا – عراق» ایجاد شد و سفارت عراق در آمریكا اعلام كرد: «هر شركت آمریكایی كه علاقهمند به مراوده بازرگانی با عراق است، بهتر است به مركز ملحق شود.» بسیاری از شركتهای بزرگ آمریكایی در آن عضو شدند. دهها شركت سازنده كامپیوتر سیلیكون ولی در مارس 1985 در نمایشگاه بغداد شركت كرده و آخرین دستاوردهای خود را به نمایش گذاشتند. دولت ریگان درهای فروش تكنولوژی پیشرفته آمریكایی را به روی عراقیها كاملا باز كرد. فریدنبرگ اعتراف میكند كه در زمان تصدی وزارت بازرگانی میلیونها دلار وسایل كامپیوتری و تجهیزات پیشرفته آزمایشی به موسسه سعد 16 كه شامل 76 آزمایشگاه و كارخانه است فرستاده شد. آمریكا در مقابل حمایت مستقیم از عراق در تهیه تجهیزات پیشرفته نظامی با كاربردهای مختلف، عملیاتی موسوم به «استانچ – Staunch» را برای توقف صدور هرگونه اسلحه به ایران طرح كرده و با تشكیل كمیسیونی تلاشهای خود را با جمعآوری اطلاعات از مراكز، كارخانهها و كشورهای فروشنده اسلحه به ایران آغاز كرد. وزیر دفاع آمریكا در مورد این برنامه گفته بود: «عملیات استانچ تلاشی در جهت جلوگیری از رسیدن سلاح به ارتش و نیروهای تروریست بود.» این طرح به دنبال گزارشهای متعددی مبنی بر فروش سلاح از سوی کشورهایی همچون کره جنوبی، ایتالیا، پرتغال، اسپانیا، آرژانتین، چین، انگلیس، سوئیس، و آلمان غربی به ایران، به اجرا درآمد. ایالات متحده در تاریخ 9/2/66 اعلام كرد كه حفاظت دریایی برای كشتیهای بیطرف را در خلیج فارس گسترش میدهد. «فرانك كارلوچی» وزیر دفاع در توضیح این سیاست آمریكا گفت: «ما پلیس خلیج فارس نیستیم و تمایلی هم به این كار نداریم، ما نمیتوانیم كنار بایستیم و شاهد كشته یا معلول شدن افراد بیگناه در نتیجه عملیات شرورانه و بیقانون باشیم، آن هم در شرایطی كه وسیله كمك و شاید جلوگیری از حملات را داریم.» اگرچه این تصمیم و قواعد حاكم بر درگیری در ظاهر به نظر میرسد كه هر دو طرف متخاصم را در برمیگیرد، لیكن اطلاعاتی كه در مصاحبههای مطبوعاتی وزارت دفاع آمریكا در خصوص حملات به نفتكشها ارائه شده نشان میدهد كه تغییر در خط مشی ایالات متحده در جهت مقابله با ایران بوده است. آسوشیتدپرس نیز در گزارشی از واشنگتن به نقل از یك مقام دولتی آمریكا نوشت: «این سیاست، فشار بر ایران را برای پذیرفتن آتشبس و عقبنشینی به مرزهای قبل از جنگ را كمی بیشتر میكند.»
سخن پایانی؛
نگاهی گذرا به اهم اقدامات ایالات متحده، نشان میدهد كه حقوق بینالملل و حقوق بیطرفی، از سوی دولت آمریكا نقض شده است و هر مرجع و شخص بیطرفی به راحتی میتواند به آن پی ببرد؛ برای توضیح بیشتر بهطور خلاصه به موارد زیر اشاره میشود:
1- بهرغم اعلام بیطرفی آمریكا، عملكرد این كشور هیچگاه با قواعد بیطرفی منطبق نبوده است.
2- پس از اینكه دولتی خود را بیطرف اعلام كرد و طرفین نیز بهطور صریح یا ضمنی آن دولت را بیطرف دانستند، یكی از مهمترین تعهداتی كه برای دولت بیطرف ایجاد میشود تعهد به رفتار برابر و مساوی با طرفین متخاصم میباشد. یعنی دولت بیطرف ملزم است در تمام اقوال و اعمال خود در خصوص متخاصمین، اصل تساوی رفتار را رعایت كند. در خصوص رفتار آمریكا نقض اصل كاملا مشهود بوده و حتی مقامات رسمی آمریكا نیز به دفعات اعلام نمودهاند كه پیروزی ایران به ضرر این كشور میباشد. حمایت آمریكا از عراق در موضعگیریهای این كشور در مجامع بینالمللی خصوصا شورای امنیت، گسترش روابط مختلف آمریكا با عراق پس از شروع جنگ، فراهم كردن تسهیلات مالی و اعتباری و تجهیزات پیشرفته با كاربرد نظامی برای عراق كاملا مشهود است.
3- در طول جنگ تحمیلی، دولت آمریكا بهطور مداوم و به طرق مختلف اقدام به تجهیز عراق و فروختن تجهیزات نظامی و ارسال محموله بهخصوص به واسطه دول همسایه به این كشور نمود كه نقض آشكار عدمتجهیز میباشد.
4- از اقدامات دیگر آمریكا ارائه اطلاعات گوناگون به عراق به انحای مختلف بود. دولت ریگان با اجرای عملیات استانچ تلاش گستردهای را در برای شناسایی مراكز و موسساتی كه جمهوری اسلامی از آنها خرید میكرد، انجام داده و موانع مختلفی را برای خریدهای ایران به وجود میآورد و حتی در مواردی به تعطیلی مراكز خرید ایران، محاكمه كارخانجات فروشنده و جریمه آنها منجر میشد كه البته به تجهیزات نظامی محدود نبوده تولیدكنندگان و فروشندگان وسایل غیرنظامی مثل قایق نیز شدیدا تحت فشار بودند و این اقدامات دسترسی ایران به سلاح و تجهیزات غیرنظامی را مشكلتر كرده و قیمت آن را شدیدا افزایش میداد كه در نهایت توان اقتصادی و نظامی ایران را در مقابل عراق تحلیل میبرد.
5- موضع تبلیغاتی ایالات متحده نیز مصداق دیگری از نقض حقوق بیطرفی و عدمرعایت اصل رفتار برابر بود. در طول جنگ مقامات دولت ریگان و رسانههای گروهی ایالات متحده به طرق مختلف تبلیغات وسیعی را علیه ج. ا. ا ادامه داده و به نفع عراق و به ضرر ایران، موضعگیری كرده و اخبار و تفاسیر خود را منتشر میكردند.
کارگزاران ؛ شماره 598 ، چهارشنبه، 3 مهر ، 1387